به فقرا احسان کنید
پیامش را به ثروتمندان بخشید
حیران روی ساقی ام که به جان کشتمش و کشتمش و
این گل تقدیم شما
هامونهای گوگل که خسرو شکیبایی اند
و من ابتدای بازی بسته ای ذخیره است
حتی زل زد که به من خیره نیستی
و روی دستت باشد
خرم را به خودم زدم از دم
یا از کوچه ی علی اینا بندازم که ندیدمت
اون هفته همین جا چپ کردی
و یک خط گچی دور تنه ی ولو شده ات کشید افسر آگاهی یا نه
حالا خیالت راحت نیستی
ولی به خطوط روی بدنه پراید
دور این میدان به جای اول نمی رسید
سیصد و شصت درجه حول محور مرکزی می چرخی
و روی همان جا پاهایی که رفتی برمی گردی
در هر سه حالت خراب می شود
پرواز شماره ی چپچال و فست
از ونکوور به فرانکفورت
فوقوط می آمدی و
کمر و بندهایت را به تخت می بندد
هشت پا
به جز یک پا
No comments:
Post a Comment