Friday, May 31, 2002

1- تجسم كنيد : سگي كوچك پنج يا شش ماهه گرسنه و خسته جاي رد شدن چرخهاي يك موتور روي دمش لهيده و عفوني پاي راست از مفصل شكسته و آويزان تمام صورت پر از كنه و انگل لا غر لاغر آنقدر كه مي ترسي !! ( اگر تجسمش سخت است ... ديدنش... آه..! من ديدم ولي.)
2- بپرسيد : اين خدا اگر نمي تواند از مخلوقاتش نگهداري كند چرا اين بي زبانان را خلق مي كند ؟؟؟؟ گناه نداره ؟؟ ( اگه اين گناه نيست پس تعريف گناه چييييييييه ؟)

Thursday, May 30, 2002

يه دفعه اي راجع به پستي نژاد ايرانيان بهتون گفتم مي خوام مفصل بگم اين بار ( البته الان مي خوام ...) آقا جان رك و پوست كنده جبهه هم نگير من خودم از اون چهل آتيشياش بودم ولي نشستم (يه روزي ) بدون تعصب به دور و برم نگاه كردم گفتم خوب حالا ايراني نژاد برتر !! بعد سرم و بالا آوردم و به دور و برم نگاه كردم و يه سوال اساسي از خودم پرسيدم : كو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ كجايند اين برتر ها ما كه جز يه عده بادمجون دور قاب چين و چاپلوس و هر ور منفعت باشه اون ور و مگس دور شيريني چيزي نمي بينيم آقا جان ما مردان و زنان بزرگ داشتيم بله قبول ولي مرد و مردونه كي و كجا در طول تاريخ يه حركت جمعي درست و حسابي داشتيم كه در اون نشانه هاي آگاهي و هوشياري ملي باشه كجا ؟ هان ؟ غير از اينه كه نقاط درخشان تاريخ ما رو افراد بزرگ رقم زدن نه جمعها؟(تازه اگه حركت جمعي هم انجام شده باشه مايه خجالته چون تحميق شدگي توش بيداد مي كنه) ما به غير از خودفروشي و تن به هر حقارتي دادن در طول تاريخ چه كار ديگري انجام داديم ؟؟ مغول و افغاني و عرب و... هر كي از راه رسيد ... ( اينو ديگه جدي جدي داشته باشين تا به موقعش ) بيگانه ها به درك كم تن به جور حكام ظالم داخلي ( الل الان ) داديم ؟؟ اصلا يه سوال ديگه آقا جان اگه اين بابا, كورش عزيز و مي گم , به جاي حكم آزادي بني اسراييل فرمان دوازده قطعه شدن اونا رو مي داد اين سربازاي جاويدان اجرا نمي كردن ؟؟ پس باز مي رم سر نظريه اساسي خودم : نژاد ايراني پست ترين نژاد بشري در كل تاريخ بوده با تنها قابليت عظيم خود يعني نخبه پروري آنهم نخبگاني كه از نخبگان برترين نژادها هم بر تر بوده اند (مانند: كورش , حافظ , ابوعلي سينا , عطار , مولانا , فروغ , خيام , دكتر حسابي و... " و..." چرا ؟؟ اصلا همين مشكات خودمون ! ) همين . حرف زياده ولي حسش نيست دلم مي خواد برم يه دهن گريه بيام كلي حال كنم يه قورباغه نگاه باشين تا بعد ....

اين پيراهن هاي شلخته
اگر دنبال خودشان نبودند كه آدمشان توي شلوار بود
اصلا از اينجا شروع كنيم:
يك نفر مي خواهد موهايش درهم شود
و يواشكي جيم بزند
توي اين نوشته پوشته ها
فرض كن بگويد: من نبودم
آن آقايي كه سبيلش با كتاب شما چرب است
مي گويد:" ما ز بالاييم و
با...
لا..."
بالاخره اين انتظار بزرگتر از كوچه اي است كه رويش ايستاده اي
فدايت شوم

اول اين معامله موهايم مي تراشد
و فكر مي كنم اين بچه هايي كه سقط كردم
اصلا بچه نمي شد
دعوا كه نداريم
اينكه سرم داد ميزني خودش لطف است
طولش را بيشتر نده
گفتم متوجه عرضتان نشدم ...

Wednesday, May 29, 2002

توي انجمن ادبي شهر بوديم يكي از دوستان كه اتفاقا من از شعرهاش توي اين صفحه استفاده مي كنم يكي از شعرهاي به اصطلاح امروزيش رو خوند يه خانومي با لحني دوستانه تقاضا كرد كه اگر ممكن است راجع به كارتون توضيح بدين چون برقراري ارتباط با اثر شما خيلي مشكله دوست شاعر ما شروع كرد به توضيح كه اگر مي خواهيد با آثار اينچنيني ارتباط برقرار كنيد بايد با مسيري كه در اون حركت به سمت مدرنيزم و پست مدرنيزم وساختارگرايي و پساساختارگرايي و... صورت گرفته آشنا باشيد بايد بدانيد كه بشر چرا و براي چه به اين سمت حركت كرده و از چه محدوديتهايي مي خواسته فرار كنه و... و در اين بين به نام برخي از متفكرين بزرگ غرب اشاره كرد كه يه هو يه بابايي هوار كشيد كه اسم اينارو اينجا نيار من اسم اينارو نمي خوام بشنوم ما خودمون سعدي و حافظ و... داريم سر در سازمان ملل بني آدم اعضاي همند و نوشتن كه ماله سعديه , غربيا كرسي حافظ شناسي دارن و ... بعدم در اعتراض به اين موضوع در يك حركت نمادين ده دقيقه جمع و ترك كرد حالا كي ؟! كسي كه خودش به قول خيلي ها عمري كف بازار ادبا رو به سينه دراز كشيده بوده!!!! بگذريم با خودم گفتم واقعا بدبختي تا كجاي ما ريشه داره؟؟؟ غر بيا اون قدر شعور داشتن كه حافظ مارو كشف كنن كه شعر سعدي مارو كتيبه كنن تازه با اون مايه ادبي قوي كه خودشون دارن ولي ما چي ؟؟ واسه شناخت ادبيات و متفكرين غرب چه تلاشي كرديم ؟؟! تازه اونقد بي شعوريم ( بلا نسبت شما !!) كه به خاطر تلاشاي اونا واسه شناخت ما به خودمون مغرورهم مي شيم و تا اونجا پيش مي ريم كه مي گيم حتي حاضر نيستم اسمشونم بشنوم ... نميدونم فقط اينو مي دونم كه وضع خيلي خرابه خيلي بيشتر از اوني كه من و شما فكر مي كنيم فعلا اين باشه تا بعد ....

Sunday, May 26, 2002

حالا هي از خروج از شعور متعارف بگين وقتي طرف از شعور مرخصه چه فايده؟؟؟ بي خيال كلي حرف دارم باشه تا بعد...مي آم...هه هه هه هه هه , همينجور الكي به جون توآ !!!!