قحبه خواهر مادر می گوید که در آسمان غیر این افلاک و این کره ی خاکی که من می بینم بیرون از آن چیزی وجود ندارد ... ای سگ چون می دانی که نیست ؟ آسمان را ورژ ورژ پیمودی همه را گردیدی که خبر می دهی در او نیست ؟ قحبه ی خود را که در خانه داری ندانی ... آسمان را چون خواهی دانست ؟ ... حضرت مولانا ...