پاره هایی از تاملات مارکوس اورلیوس :
- در گذارت از یک کار به کار دیگر به خدا بیندیش و هچون او از یک چیز کسب لذت کن و در آن بیاسای
- مرگ ، توقف درک محسوسات است از راه حواس و نیز توقف برانگیختگی شهوت و سرگشتگی اندیشه و خدمت به تن .
- مایه ی شرم ، روان است که پیش از دیگری در زندگی تسلیم می شود ، هنگامی که تنت هنوز تسلیم نشده است .
- هشیار شو و به خود بازآی . چون خود از خواب بیدار شوی و دریابی که آنچه می آزردت تنها رویا بوده ، به بیداری نیز چنان که به آن رویاها می نگریستی بنگر .
- دزدان ، پدرکشان و ستمکاران چه شادمانی ها که نکرده اند .
- دریاب که به نامردان چنان نیندیشی که اینان به مردان می اندیشند .
- در گذارت از یک کار به کار دیگر به خدا بیندیش و هچون او از یک چیز کسب لذت کن و در آن بیاسای
- مرگ ، توقف درک محسوسات است از راه حواس و نیز توقف برانگیختگی شهوت و سرگشتگی اندیشه و خدمت به تن .
- مایه ی شرم ، روان است که پیش از دیگری در زندگی تسلیم می شود ، هنگامی که تنت هنوز تسلیم نشده است .
- هشیار شو و به خود بازآی . چون خود از خواب بیدار شوی و دریابی که آنچه می آزردت تنها رویا بوده ، به بیداری نیز چنان که به آن رویاها می نگریستی بنگر .
- دزدان ، پدرکشان و ستمکاران چه شادمانی ها که نکرده اند .
- دریاب که به نامردان چنان نیندیشی که اینان به مردان می اندیشند .
خدا ديشب مرد از خنده
بی نفس از نعره
از خنده
صبح که شد خورشيد افتاد
ابر باريد
نگاهش خيره به انسان
در مرگش
ارضا شد !
........................ حسام ...