Saturday, September 28, 2002

نمي دونم كسي واقعا دنبال اين چيزا هست يا نه ... در حر حال واسه اونا اهل اينجور حالن يه مقاله از اينترنت با ذكر منبع البته ترجمه كردم ...اميدوارم الكي مثلا و از اينجور حرفا !!!
چطور متنهاي پست مدرن را بهتر بخوانيم؟


اولا، بيشتر آثار ادبي و ادبيات پست مدرن نياز به استنباط هاي چند گانه دارد .
هر لحظه ممكن است به قرن نوزدهم باز گردانده شويد و فهميدن آن نياز به مدت زمان دارد. نويسنده اغلب تلاش مي كند شما را گيج كند - پس صبور باشيد.

دوما ، گاهي اوقات شما بايد فقط با متن همراهي كنيد . اگر شما داستاني را در مورد تب همه گير در قرن 19 دنبال مي كنيد و سپس صدايي معاصر بر حسب تصادف وارد مي شود و آتش سوزي فيلادل فيا را شرح مي دهد شما بايد در يك حاشيه ياداشت برداري كنيد ( كه چه كسي حرف مي زند ؟ ) و ادامه بدهيد .
متنهاي پست مدرن معمولا روي به هم نزديك سازي صريح صداها و دوره هاي تاريخي تكيه مي كنند ، بنابر اين مطمئن باشيد كه در باز خواني با معني تر خواهد بود و مسال را باز خواهد كرد .

هرچند ادبيات پست مدرن برخي از مشكل ترين برداشتها را به تصوير مي كشد ، اما چالشهاي ذهني خوبي را هم پيشنهاد مي كند ..




پست مدرن يعني مسال گوناگون براي افراد مختلف ، و تقريبا در هر بخشي ( نظم و ترتيب ) معني متفاوتي دارد، از هنر و معماري گرفته تا مد و فن آوري .
آثار نويسندگاني چون :
Joan barth , john edgar wideman , toni Morrison , Donald barthelme , Thomas pynchon
بدون پيش زمينه اي در عناصر اساسي ادبيات پست مدرن غير قابل فهم به نظر مي رسد .
به اين دليل ، مي خواهم شرحي كلي ارائه دهم از اينكه هنگام مواجه شدن با يك متن پست مدرن انتظار چه چيزي را بايد داشت .
قبل از هر چيز ، بياييد تعدادي از ابزار و وسايل اسلوبي و داستاني كه در متنهاي پست مدرن رايج هستند مورد مطالعه قرار دهيم .


* ادبيات پست مدرن معمولا ترتيب زماني وقايع را مبهم نشان مي دهد ، از يك دوره تاريخي به دوره تاريخي ديگري ، از انديشه هاي يك شخصيت به فرد ديگر بدون هيچ نشانه اي حركت مي كند .

* 350 سال قبل از ميلاد ، ارسطو نوشت كه هر داستاني يك آغاز ، يك ميانه ، و يك پايان دارد . اما اين مورد هميشه با متنهاي پست مدرن همخواني ندارد.
نويسندگان پست مدرن اغلب داستانشان را بي پايان مي گذاند بدون نتيجه اي راضي كننده و يا اينكه كتاب با بازگشتي به ابتداي داستان نتيجه گيري مي كند و به اين ترتيب يك چرخش را شكل مي دهد .

* داستانها و رمانهاي پست مدرن اغلب بر هزل و هجو تكيه مي كنند كه اين امر كمي تحمل بخشهاي فرهنگ ما را كه به طور خاص احترام و تقديس را به ذهن مي آورند آشكار مي سازند .

* متن پست مدرن ، باطنا ، شكاكيت در باره توانايي هنر براي خلق معني را آشكار مي سازند و همچنين توانايي تاريخ براي روشن شدن حقيقت ، توانايي زبان براي انتقال حقيقت .
تمامي اين شكاكيات داستانهايي از هم گسيخته بي پايان و بي نتيجه(1) خودانعكاسي(2) توليد كرده اند كه از نظر ذهني جذاب هستند اما اغلب در خواندن براي اولين بار مشكل مي باشند.
1- open – ended
2- self – reflexive



Copyright © 2002 About, Inc. About and About.com are registered trademarks of About, Inc. The About logo is a trademark of About, Inc. All rights reserved.

Wednesday, September 25, 2002

Reality is a language construct
در دوره پيش از مدرنيسم وقتي مي گفتيم خورشيد منظورمان چيزي بود غير از خورشيد معنايي استعاره گون !! مثلان روي يار جمال حق يا اصلا خود حقيقت در دوره مدرنيسم اين ارجاع از بين رفت و هر دالي به مدلول خودش ارجاع مي داد واژه خورشيد دلالت مي كرد به خود خورشيد نه چيز ديگر اما در دوره كنوني و با مطرح شدن پست مدرنيسم واژه خورشيد به تنها چيزي كه دلالت مي كند خود واژه خورشيد است و نه آن شئ كروي گدازنده آسماني كه زمين دور آن مي چرخد ما در برخورد با متن در دوره پست مدرن فقط ساختار زبان را در نظر مي گيريم به قولي : تفكر ساختاري زباني دارد . تا جايي كه ژاك لاكان بنيان گذار روانشناسي پست مدرن رسما اعلام كرد كه ناهشيار ساختار زباني دارد و به همين دليل از انجمن بين المللي روانكاوي اخراج شد.
در مورد نيت مؤلف نيز چنين فرايندي وجود داشت يعني در ابتدا نيت مؤلف اصل بود او معني خاصي را در متن مي گنجانيد و هنر خواننده كشف دقيقا همان معنا بوددر دوره بعد معنا از نزد مؤلف به خواننده منتقل شد و هر متن به تعداد خواننده هايش معني داشت ، نويسنده پس از پايان نگارش حق بيشتري نسبت به خواننده هاي ديگر نداشت و نمي توانست معني خاصي را براي متنش ديكته كند . در دوره كنوني ديگر معنا نه نزد نويسنده است و نه خواننده و تنها اين خود متن است كه مطرح است متن في شخصه !!!!!!
اصل بعدي مركز زدايي از متن است كه باشه واسه يه موقعه ديگه ...
يه نفر در مورد شعر آقاي عبدالرضايي پرسيده بود كه آيا اين يك شعر پست مدرن است؟ بايد بگويم كه از نظر من اين يك اثر دهه هفتادي ايراني است و نه پست مدرن شايد بتوان گفت كه جريان دهه هفتاد متاثر از جريان پست مدرنيزم است. همين ...

Monday, September 23, 2002

زلزله
اجازه آقا !
گاو اگر سر مي خورد
شيرواني ، اگر مي افتاد
زير آن همه تير آهن هميشه آيا مي مرديم ؟
آموزگار
تكاني بر چهره اش ريخت
دستهايش را از ته جيبش كند
و آسمان
روي سقف كلاس چندم آمد
نيمكتهاي له شده
دستهايي كه روي پاسخ رفت
و ديوارها
چه خواب هايي براي مردم كه نمي ديدند
تنها
روي دستي كه از زير آوار بيرون آمد
صداي انگشتي برخاست
اجازه آقا مي توانم برخيزم ؟!


علي عبدالرضايي

Sunday, September 22, 2002

پست مدرنيسم از خودش استفاده مي كند براي اينكه به خودش برسد البته خودي كه كاملا هويت زدايي شده و جز حفره اي سياه كه از لايه هاي در هم تنيده خلا موجوديت يافته نيست . البته در نظر داشته باشيم كه اين تناقض اساسي پست مدرنيزم است تناقضي كاملا غير قطعي . پست مدرنيزم همه چيز را بازي مي بيند . كودكي را مجسم كنيد كه واژه ها را در اختيار دارد و همينطور ، مصالح ساختماني و يا مقداري رنگ و بومنقاشي او نه به طور دقيق به انجام كارش مي انديشد و نه اين انجام برايش مفهومي دارد او بازي مي كند و در اين بازي همه چيز برايش شوخي است براي همين از ” همه چيز “ استفاده مي كند تا عدم كارايي” همه چيز“ را نشان دهد . با نگرشي كولاژ ( تكه گذاري / اختلاط) گونه و التقاطي هر نوع حركتي را به قول لوترانژه فارغ از مقصد به پيش مي رود تحت الشعاع ” انحرافات ميل و زبان “ قرار داده و انگاره يا اين يا آن مدرنيستي را به هم اين و هم آن پست مدرنيسم اوايل راه و سپس به نه اين - نه آن راديكاليزه شده امروزي مي كشاند .
با اين همه پست مدرنيسم از هر ادعايي مبني بر ارائه راه حلي كه بتواند به نقطه قابل اتكايي بينجامد فارغ است و هنرمند پست مدرن هم با توجه به اينكه هيچ راه حلي ، حقيقت نهايي نيست ، راه را براي عبور همه جريانهاي فكري ، باز مي گذارد . اين رهايي و تهي بودگي حاصل از عدم پذيرش هر گونه تفكر از پيش تعيين شده منشعب يا منتهي به دگماتيسم
اين فرصت را به هنرمند پست مدرن مي دهد كه از فسيل شدگي پيش از موعد رهايي يافته و از ماترياليسم يك سويه و كلان نگر مدرنيستي به جانب نوعي بازي زباني بي طرف پرتاب شود.
ادامه دارد