Tuesday, June 11, 2002


چهار صفحه

اول دستهاي من
دوم
گرسنه اي كه هرچه سنگ مي خورد
سير نمي شود
و سوم مترسك

قايق از درياي واژه گذشت
من سرش از آبها بيرون بود
و گنجشكها ترسيدند
پله اي به اعماق
كه عروس و ستاره ها را مي برد
تو خيال كن كه نيست C

در طول
شهادت نمي دهم كه غرق شدي
در عرض
ولي آبشش هايم را قرض نخواهم داد
در ارتفاع
موج گامهاي منست

سوم شعري سپيد
دوم
گرسنه اي كه سير نمي شود
و اول جزيره اي در اقيانوس

كتاب را ببند